امشب
آسمان
ماه خویش را
کامل دارد
و من دو کوچه آن طرف تر
صدای هلهله ی کف برکف دست هایی را
تنها در یک مصراع خلاصه می کنم
«رقصی میانه ی میدانم آرزوست»

معشوقه های هر شعر می دوند
و شاعران
همیشه می نالند ، نیست معشوقه ی من
شاعر وقت نمی کند معشوقه داری کند
کار او
معشوقه سازی است .